شنگول.منگول و حبه انگور

كانديداي برگزيده !

كانديداي برگزيده!

اين هم عكس زيباي يكي از كانديداهاي برگزيده شوراي شهر اروميه !بعضي از دوستان وب لاگ نويس گير دادن به اين عكس . من هر چه دقت كردم چيز بي ربطي در اين عكس نديدم .فقط شايد اين خانوم خواسته  از احساسات اقايان نرم لطيف و زن ذليل  براي انتخاب خودش بهره ببره! اقاياني كه الان به اين تريپ عكس ها گير مي دهيد . اون موقع كه اقاي خاتمي(رييس جمهور پيشين) عكس هاي شاعرانه و لطيف براي تبليغات انتخاباتي خود مي انداختند شما كجا بوديد؟در هر حال و  انصافا اقاي خاتمي بنيان گذار سبكي نو و ابداعي در انداختن عكس هاي تبليغاتي بود . كه هنوز در انتخابات متعدد( حتي انتخابات مجلس خبرگان) مي بينيم كه به تبعيت از سبك اقاي خاتمي كانديداهاي محترم با استفاده از عكس هاي لطيف و شاعرانه خود  احساسات نرم ولطيف راي دهندگان را  بازيچه قرار مي دهند . (بخصوص كه سن راي در ايران از ۱۶ سال شروع مي شود )انصافا اگه شما هم استعداد هاي  فيزيكي و ظاهري اين خانوم را داشتيد و يه زماني كانديد يه مجلس يا شورايي ( مثلا مجلس خبرگان) مي شديد . از تريپ  خود براي تبليغات استفاده  نمي كرديد؟  و عكس اينجوري و شاعرانه نمي انداختيد؟حسودي تان ميشود استعداد اينجوري نداريد؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

کانال مثبت

كلاغه توي باغه!

شبکه خبر ایران جمعه ۲۰/۱۱/۸۵ در تیتر های خبری خود اعلام کرد که : بر اساس اخرین نظر سنجی های انجام شده احمدی نژاد و سید حسن نصرالله بعنوان محبوبترین چهر های سیاسی و جورج بوش ریس جمهور امریکا منفور ترین رییس جمهور دنیا می باشد.

عمدتا این نوع گفته ها و جملات که برچسب خبر به  انها نصب ٬ و در قالب خبر بر روی انتن می روند.در حالی که معنایی از خبر در این ادعا ها مشهود نمی باشد . نوعی مقابله با جنگ احتمالی روانی است . نه منشاء خبری و نه معرفی  منبعی که این نظر سنجی را انجام داده ذکر نشده است.قرن بیست و یکم قرن انعطاف افکار و در قبضه گرفتن افکار با استفاده از رسانه هاست . و این نوع کاربرد از رسانه در قالب یک ابزار سلطه گر بر افکار در بین کشور هایی که رسانه های انها انحصار دولت می باشد . امری ساده و معمولی می باشد چرا که عرصه بر جولان رسانه خصوصی  تنگ می باشد و گاهی هم بطور کل رسانه خصوصی وجود ندارد. (مانند ایران) . عنوان کردن و بر روی انتن بردن گفته ها و جملات تولیدی خبرگزار در قالب خبر٬ عمدتا  بی ریشه و بدون اعلام منبع موثق می باشند. و نوعی جنگ روانی علیه افکار روشن جامعه و نفوذ به افکار شنونده های عام می باشد که قدرت و امکان و فرصت تحقیق و ریشه یابی را ندارند . تغییر افکار با استفاده از رسانه های انحصاری یکی از ابزارهای دولت ایران برای ماندگاری محبوبیت در حال تحلیلش می باشد .

در نظر بگیرید اگر این ادعای شبکه خبر ایران در قالبی دیگر از یکی از شبکه های انحصاری دولت امریکا بعنوان خبر اعلام شود چه اتفاقی خواهد افتاد. اب از اب هم تکان نمی خورد. مثلا اگر تلویزیون دولتی امریکا بگوید؛ طبق اخرین نظر سنجی های انجام شده (در ناکجا باد)رییس جمهور امریکا و کاندولیزا رایس  محبوب ترین چهره های سیاسی و احمدی نژاد منفورترین رییس جمهور  می باشند . اب از اب هم تکان نمی خورد .مردم امریکا هم مانند مردم ایران این نوع شانتاژهای تبلیغاتی دولت هایشان را می شنوند . بی انکه فرصتی بر اعتراض و تحقیق بیابند گاهی باور می کنند و گاهی هم می خندند و گاهی هم کانال تلویزیون خود را عوض می کنند . که صد البته عوض کردن کانال  برای ملت امریکا دایره انتخاب گسترده تری دارد. بیشتر از صد ها کانال تلویزیونی برای انتخاب دارند .انها مثل ما لبریز از کانال مثبت نیستند. انها کانال منفی هم دارند . فقط شش هفت تا کانال داریم  ان هم مثبت .به لطف جمهوری امان ما  هر چه داریم کانال مثبت است . هر یک از کانال های تی وی ایران را که انتخاب کنی. این جملات بطور فجیعی سعی دارند وارد مخ تو شوند ؛

ایران اباد است ٬ ایران سبز سبز است ٬ ملت ایران از خوشحالی دارند می ترکند٬ یک دل و یک صدا هستند برا هم می میرند .  رفاه اجتماعی ٬ رفاه اقتصادی و عشق و امنیت در ایران بی داد می کند و......

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

ای والله عجب كلكی ..

بی کران تو می خواهمشايد راههای فردی و ميان بر و راه حل های خيلی ساده ای وجود داشته باشند كه بتوان بدون دردسر و رنج مسوليت در قبال مردم٬ رستگار شدو با مخارج كمی در اخر عمر مثل روز اول تولد معصوم شد و با پرداخت مقداری وجه و يا گفتن مقداری لفظ ٬ ترازوی عدل خدا را از كار انداخت. ويا بدون اينكه  ادم پايش را از پشت كامپيوتر محل كارش و يا رختخواب منزل بيرون بگذارد٬ با قرائت يك ورد معجزه اثر ٬ ثواب نه يك ٬ نه ده كه هفتاد شهيد ٬ ان هم از نوع بدر دريافت كرد٬ ولی اين راهها در زمان ائمه كشف نشده بود و حتی ائمه واصحاب خود و مجاهدان بدر ٬نمی دانستند وگرنه فقط برای دريافت ثواب يك شهيد ٬ خود را به كشتن نمی دادند و حسين (ع) ٬ خود و فرزندان خود و همه عزيزانش را انچنان به قربانگاه نمی برد و خاندانش را به اسارت يزيد نمی كشاند . و به جای قتل گاه به خلوت گاه ٬ و از خلوص نيت كتاب دعا را باز می كرد و بر سر می گذاشت و می ديد كه در هر حاشيه اش ٬ وردی است كه اتش دوزخ را مهار می كند و در هر كلمه اش كليدی كه مفت مفت ٬ دری از بهشت را به روی هر نا اهلی كه حالی پيدا كند ٬ می گشايد .

ان ايام كار دين هم مث كار دنيا مشكل بود ٬ امروز است كه توفيق الهی و سعادت اخروی مثل توفيق زندگی و سعادت و رفاه مادی ٬ به شكل برق و باطری و تمام اتوماتيك بدون دخالت دست حاصل می شود. و همچنان كه پای بخاری روی مبل راحتی ات تكيه دادهای و دكمه ای را فشار می دهی و يا اينكه  با چند تا كليك كردن ٬ در يك چشم به هم زدن بدون اينكه خودت بفهمی چه شد؟ و چرا ؟ با ان سر دنيا رابطه مستقيم پيدا می كنی و حرف می زنی و حتی می بينی . و كره ماه را توی اتاق خوابت می اوری ٬ روی كاناپه لم می دهی و حال می كنی٬ وردی می خوانی و ناگهان ٬ بدون اينكه خودت بفهمی چی شد و چرا ؟ از همان كاناپه به  بهترين غرفه های بهشت  پرتاب می شويد.بدون خرج اياب و ذهاب از ميان يك عده ادميزاد نزولخوار  و بيدرد و لش  و بی شعور  و الوده و از منجلاب يك عمر زندگی پليدت كه به قيمت گريختن ها و نفهميدن ها و خيانت ها و دروغ ها  و شركت در ستم ها و بهره كشی ها و سكوت در برابر فاجعه ها و دادخواهی ها و تجاهل در برابر مسئوليت ها ...فراهم امده ٬ ناگهان خود را ميان اهل بهشت می بينی و محشور با علی وفاطمه و حسين و هفتاد قدم جلوتر از صف مقدم شكوهمندترين شهيدان عالم .

ای ولله عجب كلكي.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

خداوند قرس اکستازی را از اول خلقت در متن زندگی ادم قرار داد .

خودت کیستی ؟....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه کسانی نیاز به مصرف قرس اکس ندارند ؟

پرواز به مریخ در سه سوت ........

توهم...

انها که می کشند بدون انکه خودشان بدانند . تو را نابود می کنند .بی انکه تو در شناخت خود بر ایی . و شاید گریز از انها ٬ راهی به سوی فردایت باشد. ایا انها گناه کارند ؟ انها  که نه در اتهام و نه در ذهن خود ٬ پي به رسوایی عمل خود نمی برند . ایا انها گناه کارند؟می کشند تو را از درون ٬ تا به درون خود نرسی .خواستن تو را از خویشتنت  می گیرند. و تو چه خواهی کرد ٬ پس از دانستن این همه واهمه و ترس که انها عزیزانت  می باشند . خون جلوی چشمانت را می گیرد ٬  و از خودت می پرسی  ؛ در تمام تصورات روانشناسانه تو یک روان کاوی ؟ یا  یک روان پریش ؟ پس تصمیم به جدایی ذهنی می گیری ٬ اما فضای بی رگ ایجاد شده همراه توست . تو را گریزی نیست و تو گاهی اندیشه بر این داری که چرا انها ؟ این انها که همواره می گویی کیستند ؟ و شاید سرشت تو افریده شده برای ؛ از انها گفتن . پس خودت کجایی ؟ پس خودت کیستی ؟...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

يانگوم

 لی يونگ ائی٬ بازيگر نقش يانگوم ٬ يکی از مشهور ترين بازيگران کره جنوبی است. در خيلی از کشورها به خصوص در کشور های شرق و جنوب شرقی اسيا ٬ طرفدار های پروپا قرصی دارد. يونگ ائی بعد از اولين حضورش در تلويزيون بعنوان مدل٬ لقب دختر اکسيژن Oxygen lady  را به دست اورد ٬ اما بعد از بازی در نقش يانگوم به اوج شهرت و محبوبيت رسيد .او بعد از اين نقش به کشورهای مختلف از قبيل سنگاپور ٬ چين ٬ هنگ کنک ٬ تايوان و ژاپن دعوت شد.شبکه NHK ژاپن که بيشتر از ده شبکه تلويزيونی و راديويی بزرگ در ژاپن و سراسر دنيا زير مجموعه ان هستند ٬ بعد از دوازده سال برای اولين بار از تالار خود برای پذيرايی از يونگ ائی استفاده کرد. در چين يک مدرسه بعد از کمک های مالی يونگ ائی به اين مدرسه ٬ نامش را به مدرسه ابتدايی لی يونگ ائی تغيير داد . لی يونگ ائی جايزه بهترين بازيگر سال جشنواره بلود راگون را در سال ۲۰۰۵ و جايزه بهترين بازيگر زن در جشنواره بيکسينگ ارت  را در سال ۲۰۰۶ ٬ برای اخرين فيلم خود ٬ همه برای بانو گيوم جا٬ گرفت. لی يونگ ائی که به نظر کره ای ها شخصيتی مهربان و باهوش دارد٬ يکی از نما يندگان وپيام اوران سازمان يونيسف در دنياست.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

يه جمله در باره اين عکس اگه ميشه بگو ؟

طلبه معترض و یا اینکه......

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

زندگی

Image and video hosting by TinyPic 

نا شناخته و دور افتاده در راه

فصل ها می گريزند٬ ردپاها وسيع تر می شوند.

در اين سال ها در حيرتم٬ می پرسم ؛

چرا زندگی زندگی است؟

انگاه در خواب می شوم همچنان ناشناخته.

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

وطن

Image and video hosting by TinyPic

.......من

دره می شوم وکوه

وطن٬ زمين

زمينی که بر ان پای می نهی

وطنی که در ان می خرامی

وطنم

زيبايم

وطن٬ايرانم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

فهيمه دوست من. اون که حسرت دوباره دیدنش به دلم موند .(تقديم به فهيمه)

وقتی از روی جدول های دور میدون باغ ملی پرید کیف و موبایلش افتادن داخل جو. منم که اوضاع جیبم به طرز فجیعی اسفناک بود . تا باغ ملی هم با  خط واحد اومده بودم . اونم بدون بليط و دزدکی .حتی بیست و پنج تا تک تومنی پول بلیط خط هم نداشتم .. از خدا خواسته کیف پول و موبایلشو برداشتم فک کردم فقط خودم  دیدم. از اونجایی که شانس من همیشه که نه٬  یه وقتا یی کچل می باشد .یه پسرک پرچرک ادامس فروش متوجه من شد و فهمید. اومد جلو گفت :من می رم  بهش می گم. منم خواستم یه تریپ خفن بیام و بترسونمش دستمو به سمت گوشش دراز کردم. هنوز دستم بهش نخورده بود یه ضربه محکم به دست من زد. بهش نمی اومد اونجور ضربه دستی داشته باشه.نمی دونم چرا یهویی به پسرک گفتم: باشه تموم ادمساتو می خرم. گفت می شه ده هزار تومن . گفتم مگه دونه ای چند حساب می کنی . گفت مال داداشمم هم هست. سه تا بسته ان. گفتم داداشت کجاست ؟گفت داخل پارکه. سه تا بکس بیست تایی ادامس عسلی خریدم ده هزار تومن. وقتی کیف را باز کردم پول به پسرک بدم اون هم متوجه خوشحالی من شد .داخل کیف دوتا چک پول بیست هزار تومنی بانک ملی بود و چهل و هشت هزار تومن اسکناس دوهزار تومنی .خوشحالی ام تا مرز ترکیدن بود. یه کارت عابر بانک و یه کارت شناسایی دانشجویی دانشگاه باهنر . یه کارت تلفن و یک عدد ماتیک استفاده نشده . یه قلم دیگه از همین ابزار الات بزک دوزکی هم بود که نفهمیدم چی بود. انداختم دور .موبایلش هم مارکش موتورولا بود . پول ادمسای پسرک را که دادم تاکسی دربست اومدم میدون ازادی . وقتی موبایل فروشی خرم قیمت گوشی موبایل را ۲۲۰ هزار تومن اعلام نمودند.مث خر کیف کردم. و ذوق زدم. نمی دونم چرا سیم کارتشو در نیاوردم و نفروختم . قدم زنان شاعرانه و ذوق کنان به سمت بلوار رفتم احساس می کرم در فضا هستم . پیتزا مکث یه پیتزا سفارش دادم با سیب زمینی و نوشابه شد دوهزار و دویست تومان . هنوز گارسون خانوم پیتزای منو نیاورده بود که موبایل زنگ خورد . می خواستم خاموشش کنم . اما جواب دادم . از همون اولی که صداشو شنیدم یه جورایی بود صداش . رک بود . صاف صاف بود صداش . تودماغی نبود .سکس هم نبود . صداش هم مث خیلی دخترا تغییر نمی داد که مثلا نازتر جلوه کنه. گفت ؛ اقا شما تاکسی دارین؟ گفتم؛ شما ؟ گفت؛ موبایل من دست شما ست . منم که مث همیشه در پررویی کم نمی ارم گفتم؛ بله خانوم محترم الان هم دارم به لطف  اسکناس های شما شام میل می نمایم. وقتی گفت : نوش جان . فقط موبایل و عابر بانکم را می خوام. گفتم خر خودتی .در ضمن روزی هر کس را خدا می ده میشه بی خیال روزی من شی ؟ گفت : روزی معنی اش حلال است خره . این که تو اسمش می ذاری روزی نیست حرامه. گفتم واسه من اخوند نشو. قطعش کردم فک کردم رفته اگاهی و یه جایی می خواد ردیابی کنه موبایلشو. هنوز یه دقیقه نگذشته بود که دوباره زنگ زد جواب دادم .گفت . می خوای باور کن می خوای باور نکن . من کرمونی نیستم .من الان تو اپارتمان  استیجاری خودم هستم . و تنها دارم با تو حرف می زنم . کسی هم با من نیست.  ۵۰ هزار تومن  و دوتا چک پول باشه مال خودت .فقط  موبایل و عابر بانک منو بیار . بازم گفتم خر خودتی . یه جوری اروم حرف می زد انگار نه انگار که نزدیک سیصد هزار تومن مالشو گم کرده . گفتم ماهی چند اجاره اپارتمان می دی ؟ گفت ۱۵۰ هزار تومن. گفتم ؛ با صاحب خانه رفیقی یا بچه پولداری ؟ گفت یعنی چی این حرف؟ گفتم خودت معنی اش کن. گفت فهمیدم . من با صاحب خانه رفیق هستم .اما صاحب خانه زن هست الاق .مگه تموم دخترایی که اجاره خونه گرون می دن . صاحب خونه شبا می اد تو بغلشون می خوابه. در ضمن پدرم به اندازه ای وضعش خوب هست که وقتی من دانشگاه اومدم برام یه رنو پی کی خرید. حواسم نبود یهو گفتم : تو که ماشین نداشتی ؟ گفت منو دیدی تو؟ . منم جریان پیدا کردن کیف و موبایلشو براش گفتم.  خندید  گفت؛ من همیشه حواسم تو فضاست.در ضمن  ماشینم هم مشکل کوچولو داشته گذاشتم گارانتی درستش کنه . جریان  خریدن ادمسارو که تعریف کردم کلی خندید . انگار نه انگار که چیزی گم کرده . بی خیال بی خیال. اون شب بهم گفت ؛ ازت از حرفات خوشم اومده . اون شب حدود یک ساعت  داخل پیتزا مکث  با هاش تلفنی حرف زدم. اسمش فهیمه بود. دانشجوی سال اخر دانشگاه باهنر. پیتزا که سرد شده بود و خوشمزه تر. تند تند پیتزا را خوردم .چون یک ساعت دیگه باهاش قرار داشتم . توی این يه ساعت ارایشگاه می بایست برم یه دوش هم بگیرم لباس هامو  هم اتو بکشم......فهیمه  قشنگ و خوشگل بود. وقتی منو دید گفت؛ پسر قیافه تو اصلا جذابیت نداره .اون شب من یه نصفه دیگه پیتزا خوردم چون با پولای خودش دعوتش کردم پیتزا مکث. به من می گفت: باید تیپ جین بپوشی .می گفتم ؛ قالب من ماهترینه. تیپ من بهترینه  فهیمه می خندید به حرفام. اون تیپ پوشیدنش با من فرق داشت. معدود وقتایی که  با هم  بودیم ٬‌ نگاه دیگران اونو اذیت می کرد . می گفت:  باور کن وقتی تنهایم اینقدر منو نگاه نمی کنن . کی باورش می شه فهيمه ؟هيچکی مگه نه؟  که ما دوتا  توی این مدت دوستیمون  حتی دستای هم را لمس نکردیم . یادته یه بار ماشینتو دادی به منه بی تصدیق .بعد از  قرمز رد شدن من و چار پنج روز اب خنک خوردن ماشینت در پارکینک راهنمایی رانندگی . تو اصلا عصبانی نشدی . تو رگ عصبانیت نداری فهیمه . بی خیال بی خیال.

فهیمه  درسش تموم شد. قرار بود بعد از اینکه کارای  فارغ التحصیلی اش  انجام داد با هم بریم  شهرشون . یادمه اخرین بار که با هم بودیم . و منو دعوت ساندویچ کرده بود .توی حرفاش به من گفت : گاهی ادم یه چیزی رو دوست داره که با محیط اطرافش جور نیست . و همه می دونن که عقل بهتر از احساس تصمیم می گیره.» منه خنگ اون روز زیاد به این حرفش توجهی نکردم . چون فهیمه اهل این تیپ حرف زدنا نبود فکر کردم می خواد حرف فیلسوفانه بزنه .اما الان که حدود یک سال و نیم از اون روزا و یهویی رفتن فهیمه می گذره منظور فهیمه را از اون حرفش داخل ساندویچی فهمیدم .  اما فهیمه با نگاهش به من می گفت که منو دوس داره  . پا ها ٬ دست ها و گوش و زبان ادما قدرت دروغ گفتن را به راحتی دارن اما چشمای ادما هر گز نمی تونن دروغ بگن. فهیمه منو دوست داشت . از نگاهش و از چشماش می شد فهمید. کاش فقط یه بار دیگه می دیدمش . اه من يه الاقی بيش نيستم .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

نساء(ايه دوم)

با زنانی که نیکو هستند ازدواج کنید٬ دو سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که رعایت عدالت را نکنید٬ پس تنها یک زن اختیار کنید و یا به کنیزان خود اکتفاء کنید؛ و این نزدیک تر به عدالت است.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

علی دايی

وقتی  يه ادميزاد معروف بشه . دردسرهای اينجوری را هم داره . مثلا اگه يه روزی بخت ازت برگرده و زن  بگيری و  يه جايی مثل کنسرت کامکارها تنها بدون همسرت بری می گن می خواد زنشو طلاق بده . علی دايی چند وقت پيش وقتی تنهايی بدون همسرش به کنسرت کامکار ها رفت . شايعه طلاق و جدايی از همسرش را (به گفته خيلی از اين وبلاگ نويسان درپيت )قوت بخشيد.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

تهمينه ميلانی و بهروز افسانه ای

خانم تهمینه میلانی کارگردان پر فروش ساز کشور که معرف حضورتان هستند. اتش بس و گلزار و افشار وفروش یک ملیاردی باعث رونق کاسبی اقای محمد نیک بین (شوهر تهمینه میلانی  و تهیه کننده فیلم های ایشان) و سرکار میلانی شد . خانم میلانی که خواهرش مدتی با شبکه تپش در لوس انجلس همکاری می کرد .و بعد ها به بخش بازرگانی و تبلیغات یک شرکت وابسته به این شبکه و تیمش ترفیع مقام پیدا کرد. در سفری به امریکا به همراه هما سرشار و بهروز وثوقی بزرگ این عکس یادگاری را گرفت .از بقیه اخبار هم ما بی اطلاعیم . بی اطلاعیم دیگه . چرا گیر می دین اینقد. باور کنین بی اطلاعیم .ما که نبودیم اونجا . خب .ای بابا .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

وقتی که تو هستی !

وقتی کنارم هستی واژه ها می گریزند. توان دیدن چشمانم در نگاهت نیست .کوچک می شوم در کنار قامت رعنایت. من با تو من نیستم . مهو می شوم . نیست می شوم در بودنت .و شوق من در این نیستی و مهو شدن لبریز می شود . سبک می شوم در این نیست شدن. که بال پرواز من است این نیستی .پس بمان که زمین جایگاه من نیست . من پرواز می خواهم اسمان می خواهم . بمان با من که ماندنت ماندگاری جاودانه من است.(فریدون)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

خوشا به حال لک لکا

Image and video hosting by TinyPicپولس قدیس گفته است:خداوند دیوانگان را برای شرمنده کردن فرزانگان افرید .حسین پناهی مردی که همیشه نقش دیوانه ها را بازی می کرد. از این دست ادمها بود. سال ۵۳ در روستایی محروم در استان کهکیلو ئیه و بویر احمد بدنیا امد. و سال ۸۳ در خیابان خرمشهر تهران مرد .درس طلبگی و نیز سینما خوانده بود. فیلم وتئاتر بازی می کرد و خودش هم نمایشنامه می نوشت . دومرغابی در مه ـ یحیی وگلابتون معروفترین کارهای خودش بودن ؛ داستان ادم های دیوانه وضعی که فلسفه بلغور می کردن . او داستان و شعر هم می نوشت . به همان سبک خودش .این ها چند نمونه ازشعرهای حسین پناهی هستند ؛ 

خوشا به حال لک لکا که خوابشون واو نداره

خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره

خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره

خوشا به حال لک لکا که لک لک اند .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

شبانه (احمد شاملو ۱۳۴۰)

احمد شاملو و همسرش کوچه ها باریکن .دکونا بسته س

خونه ها تاریکن .طاقا شیکسته س

از صدا افتاده تارو کمونچه .مرده می برن کوچه به کوچه

نگاه کن ببین مرده ها به مرده نمی رن

حتا به شمع جون سپرده هم نمی رن

شکل فانوسی ان که اگه خاموشه .واسه نف نیس

هنو یه عالمه نف توشه .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

مگه شما کارتون پينوکيو را نديده ايد؟

متهم کردن رسانه های خارجی به ضد ایرانی بودن و تبلیغات سو ء علیه ایران همواره یکی از ابزارهایی بوده است . که رسانه های صد درصد انحصاری دولت ایران برای پنهان کردن و پوشاندن اوضاع نابسامان ایران بکار می برند. بعنوان مثال خبر ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما مورخ ۲/۱۱/۱۳۸۵ ؛ به این دلیل که شبکه الجزیره اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران را نا بسامان اعلام کرده بود .این شبکه خبری را به امریکا پرستی.ضد ایرانی بودن و تبلیغات سو ء علیه ایران متهم کرد. .در هر حال این اولین و اخرین باری نخواهد بود .که رسانه های صد در صد انحصاری دولت ایران با کمال پر رویی اخبار و تحلیل های کار شنا سانه شبکه های خارجی در مورد اوضاع نابسامان ایران را ضد بشری و ضد ملت ایران اعلام می نمایند . اوضاع اقتصادی ایران کجایش نا بسامان است اقای الجزیره؟ اقتصادی که از نیمه دوم سال جاری تاکنون بالای ۴۰ درصد نرخ تورمش بوده است . ( بالاترین نرخ تورم اقتصادی طول تاریخ ایران ) کجایش نابسامان است ؟ چرا تهمت می زنید ؟ در حالی که در طول دو سال اخیر از میان صد ها مورد اختلاس در شبکه اقتصادی کشور فقط کمتر از بیست مورد از اختلاس های ملیارد دلاری  توسط برادران گمنام وزارت اطلاعات کشف و از سوی رسانه های دولت ایران به اطلاع عموم رسانده شده است . که در راس این اختلاس ها مدیران ارشد شبکه اقتصادی دولت بوده اند. و این در حالی است که رقم واقعی و ریشه اصلی این اختلاس ها هرگز اعلام نشد.  و نخواهد شد.(البته در یک مقطع زمانی در رسانه ها اعلام کردند که رییس جمهور احمدی نژاد قرار است لیستی از اخلال گران نظام اقتصادی را در مجلس قرائت کند و متجاوزان به اموال ملت را رسوا سازد . که صد البته این گفتار خودش نوعی حربه سیاسی و تبلیغاتی بود. باز هم بگویید سیاست پدر و مادر دارد . ) از سوی دیگر اگر یک روز قرار باشد جدول و لیستی از ثروتمند ترین مردان ایرانی تهیه شود . چندین نفر از دولتمردان حال حاضر ایران در صدر این جدول قرار خواهند گرفت. انها که قبل از انقلاب و قبل از وارد شدن به سیستم حکومتی ایران نه ارث پدری داشته اند و نه هیچ منبع درامدزای کلان . در حالی که بعد از وصل شدن و قرار گرفتن در عمق حکومت و دولت این ثروت های کلان را با دست یازیدن به اموال ملت برای خودم فراهم نموده اند. در هر حال ؛ انصافا ما هم با رسانه های انحصاری دولت ایران موافقیم و می گوییم : این شبکه الجزیره عجب مار مولکی هست ها ؟  همش داره علیه دولت بی نوای ایران تبلیغات سو ء می نماید. ایران اوضاع اقتصادی و سیاسی اش  همه و همه . و جای جایش سامان سامان است . همش الکی می گن اقتصاد و اوضاع ایران چاله چوله دارد. دروغ گو ها ؟ مگه شما کارتون پینو کیو را ندیده اید ؟نمی ترسید دماغ تان بزرگ شود ؟ شاید هم به لطف تکنولوژی امروزی از بزرگ شدن دماغ تان هراسی ندارید ؟ عمل کردن دماغ هم که این روزها خودش کلاس داره . پس دروغ بگویید تا باکلاس شوید (فریدون)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

فرياد

Image and video hosting by TinyPicامروز‌ . شاید که روزی دیگر باشد .و فردا فرداها می ایند . ما نمی دانیم تاریخ فردا .اما فردا برای ماست. فردا که می اید دیروز نمی رود .می ماند و با روشنی فردا ها روشن تر می شود . و خاموش می شود نور کاذب تاریکی ها . فردا ؛ تاریکی خواهد رفت .ان تاریکی که جایی برای پنهان کردن و پنهان شدن ندارد خواهد رفت . ما می دانیم و انها که به گمان تاریک اندیشی ما خاموش نموده اند اطراف مار ا انها هم می دانند که فردای روشن می اید. اما انها در اندیشه های تاریک خود خاموش شده اند . شکاف های نور را بسته اند.  بر روی خودشان بسته اند. انها که با نقاب روشن نما در تاریکی گام بر می دارند .گم گشته های بی فریادی ما هستند . و اما فریاد ....فریاد من و تو .فریاد ما .فریاد ما می شکند تاریکی ها را .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد

چراغ قرمز

قهرمان ها ادم های بدبختی اند . قهرمان ها ادم های خوشبختی اند . حسرت برانگیزند و همزمان قابل ترحم اند .تمام مدتی که داشتم در باره تختی می خواندم تا ان زندگی نامه را بنویسم  این حس متناقض یقه ام را چسبیده بود .وقتی می خواندم پلیس ها سر چهار راه با دیدنش توی ماشین چراغ را به سرعت عوض می کرده اند حسودی ام می شد. ودر عین حال وحشت می کردم. چطور توانسته سی وهفت سال سنگینی این همه نگاه .توجه وحسرت را تحمل کند ؟ این تصویر چراغ قرمز وحشتناک ترین تصویر قهرمانی تختی بود . چون ان تناقض ها را بیشتر از هر جای دیگر در ان می دیدی .چون پشت چراغ قرمز ماندن یکی از روز مره ترین و بیهوده ترین موقعیت هایی است که یک نفر در ان قرار می گیرد. اما نه زمانی که تختی باشد. نه زمانی که قهرمان باشد برای قهرمان روزمرگی وجود ندارد بیهودگی وجود ندارد . این را افسر راهنمایی رانندگی هم می داند . چیزی که او و هیچ کدام از ما نمی دانیم ــ می دانیم ولی نمی خواهیم باور کنیم  این است که؛ او  ادم است . نه. نمی خواهیم این را باور کنیم .چون به اندازه کافی ادم دیده ایم .چون از ادم ها خسته ایم .چون به قهرمان احتیاج داریم . چون با وجود انها دنیا به جای قابل تحمل تری برای زندگی تبدیل می شود . انها بهانه های بزرگ زندگی اند . انها قربانی های بزرگ زندگی اند.(حبیبه جعفریان ـ نویسنده کتاب تختی )

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٥ - فریاد